پدرم میگفت قدیما،
ارباب ها ، مباشرها رو میزدن،
مباشرا ، سرکارگرها رو میزدن،
اونا کارگرها و کارگرا هم بچه ها رو میزدن،
بچه ها هم میرفتن با چوب حیوانات رو میزدن،
هر کسی خشم و عصبانیتش رو سَرِ ضعیفتر از خودش خالی میکرد
..
بنظرم الان هم همینه
فرض کنید یک رفتاری از کسی میبینید که تحملش براتون سخته،
ضمیر ناخودآگاه تون، سریع پردازش میکنه،
اگر مثلا یک فردی باشه که بهش قدرت دارید
سریع عصبی میشید و داد و فریاد راه میندازید،
اگر مثلا رفیقتون باشه ، ممکنه یک تذکر بدین،
اگر رئیس تون باشه فقط اخم میکنید،
اگر توی دادگاه باشی، حتی اخم هم نمیکنی و شاید لبخند هم بزنی..
پس نگید عصبانی شدن، دست ما نیست،
روحِ ما آنقدر بزرگ نیست که برای ضعیف تر از خودمون عصبی نشیم