SHEFEL

چرا ما همیشه دنبال تایید شدن توسط دیگران هستیم؟؟

گاهی چاپلوسی میکنیم،

بدون اینکه از ما خواسته بشه، براشون داستانی تعریف میکنیم

یا از اتفاقاتی میگیم که شاید براشون جذاب باشه و تایید بشیم

 

آیا براستی اگر دنبال تایید و احترام از جانب اطرافیان نبودیم

به همین اندازه باهاشون بگو بخند داشتیم؟

یا اینقدر مودب و وفادار بودیم؟؟

 

آقای من

عمرت را داده ای

تا آنی شوی

که اکنون هستی

ارزشش را داشت؟

 

نویسنده : ریچارد باخ

 

آقای من

آیا عقل جزئی از جسم هست یا روح؟

 

اگر متعلق به جسم باشه 

پس وقتی رفتار ناشایست از کسی میبینیم

عقل به روح فرمان میده که خشمگین بشه؟؟

 

اگر متعلق به روح هست پس با مغز فرق داره؟

 

چشم ادم میبینه و از طریق چشمِ جسمانی،

روح خشمگین میشه و به زبان دستور میده که ناسزا بگه؟

 

پس جسم و روح مجزا هستن یا به هم وابسته؟؟

 

آقای من

شمس گفت: تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده.
به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند
و بگوید" چه کنم! تقدیرم این بوده،" نشانهٔ جهالت است.
تقدیر همهٔ راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست .
گذرگاه مشخص است اما انتخاب در دست مسافر است.
پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی ...


نویسنده : الیف_شافاک

آقای من

میگن کمبوجیه وقتی میخاست ازدواج کنه،

یکی از وزیرا زیرکی کرد و با کلکی دخترش رو فرستاد که هر شب

از پشت پرده برای پادشاه داستان بگه تا پادشاه خواب بره،

 

وقتی بعد از یکی دو ماه،

وزرا دختراشون رو آوردن تا پادشاه انتخاب کنه،

یکی یکی باهاشون حرف زد و به دختر اون وزیر که رسید،

حس کرد چقدر صداش آرامش بخش هست و باهمون ازدواج کرد،

 

میخام بگم یک صدا چقدر میتونه مسیر زندگی آدمو تغییر بده،

آقای من

گفت : من عاشق صدای شجریانم،

مخصوصا " ربنای" ماه رمضونش...

تو چی؟؟

تو صدای کی رو دوست داری؟

 

زبونم گفت : نمیدونم

اما دلم داد میزد صدای شفل

آقای من

زندگی عادلانه است،

اما نَ اون عدالتی که توی ذهن ما میچرخه،

دنیا بر اساس عدالت خودش رفتار میکنه،

و این ناعادلانه ترین حالتِ ممکن باعث میشه بهمون رنجی تحمیل

بشه که خودمون رو مستحقش ندونیم،

آقای من

هرچه انسان تر باشیم، زخمها عمیق‌تر خواهند بود... هرچه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت... بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهاییمان بیشتر خواهد شد... شادی‌ها لحظه ای و گذرا هستند...
شاید خاطرات بعضی از آن ها تا ابد در یاد بماند اما رنج ها داستانش فرق می‌کند. تا عمق وجود آدم رخنه می کند و ما هر روز با آنها زندگی می‌کنیم... انگار این خاصیت انسان بودن است ...!

کتاب :  نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
نویسنده : اوریانا_فالاچی
 

آقای من

حواست هست؟  زندگی، حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنایی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قوی‌تر است.
از همه‌چیز قوی‌تر است.

آدم‌ها از اردوگاه‌های کار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد کردند.
مردان و زنانی که شکنجه شده‌بودند، مرگ نزدیکان و خاکستر شدن خان و مانشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دویدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند و دخترهایشان را شوهر دادند.

باور کردنی نیست، اما همین است دیگر. زندگی از هر چیزی نیرومند‌تر است.


نویسنده : آنا_گاوالدا

آقای من

۱ : شعر نوشت
خسته ام از هوای زندگی ام
می روم 
با خودم قدم بزنم 
می روم 
از خودم رها بشوم
می روم 
با خودم به هم بزنم .....!!!

*** محمدعلی_بهمنی

-----------
۲ : متن نوشت
به این نتیجه رسیده ام که بیشترِ مردم بزرگ نمی‌شوند. ما جای پارک خودمان را پیدا می‌کنیم و به کارت‌های اعتباری مان افتخار می‌کنیم. ازدواج می‌کنیم و جرأت می‌کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می‌گوییم. اما فکر کنم بیشترین کاری که می‌کنیم پیر شدن است. ما تراکم سال‌ها را در بدن‌های مان و روی صورت‌های مان این طرف و آن طرف می‌بریم اما معمولاً خود حقیقی ما، کودک درون مان، هنوز بی گناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.

 

*** مایا_آنجلو

آقای من