SHEFEL

۱ :شعر نوشت
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند

** کاظم بهمنی

--------------------
۲ : متن نوشت
معمولا وقتی دلخور میشویم انتظار داریم بدون اینکه دلیل عصبانیتمان را بگوییم درک شویم، گویا در این صورت احساس اطمینانمان بیشتر میشود. در واقع هسته اصلی دلخوری ما، درک نشدن بدون توضیح است.‌

ریشه این موضوع به احتمال زیاد به دوران کودکی ما برمی‌گردد که هرچه می‌خواستیم گریه می‌کردیم و نزدیکان وظیفه تشخیص نیاز ما را داشتند.‌

** آلن دوباتن‌

آقای من

۱ : شعر نوشت
تا عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت، آویخته در دامن
کوته‌نظری باشد، رفتن به گلستان‌ها

**** جناب سعدی
------------------
۲ : متن نوشت
با دو دسته نمیشود بحث کرد
باسواد و بی سواد

*** عباس معروفی

-------------
۳ : من نوشت
گاهی فکر میکنم که آیا ریشه و منشا علاقه و محبت از جسم هستش یا روح!؟
جسم که فانی است و میره زیر خاک و کاری ازش برنمیاد،
اما اگر ارتباط دو تا روح در دو جسم مختلف باعث ایجاد محبت میشه
پس گناه ما چیه؟
چرا ما محکوم میشیم در حالی که خدا از روح خودش به انسان دمیده،!!

---------------
۴ : پ . ن
باور دارم که چهره آدما وقتی خواب هستن خیلی زیباتر و مظلومتر میشه،

آقای من

‏تو مدام از کارهایی که در گذشته انجام ندادی
یا آنها را بد انجام داده‌ای گلایه می‌کنی.
طوری که انگار این کار فایده‌ای دارد.

چرا خودت را نمی‌بخشی و به خودت یادآوری نمی‌کنی که همیشه بیشترین تلاش‌ات را کرده‌ای؟
انسان‌ها این حق را دارند که به تدریج کامل شوند.
لازم است گذر عمر، چیزی جز موی سفید برای ما به ارمغان بیاورد.


نویسنده : فرانسسک میرالس

آقای من

خود را وادار کنید تا در یک محدوده زمانی مشخص ابدا حرفی نزنید. 

مثلاً در جر و بحث های دیگران دخالت نکنید.
یا تا زمانی که نظری از شما نپرسیدند، پاسخی ندهید.

در هنگام قضاوت و داوری در مورد دیگران، لحظه ای درنگ کنید و با خود بگویید آیا من جای طرف مقابل هستم که در مورد او اظهار نظر می‌کنم؟

در مقابل افراد عصبانی و خشمگین، چند دقیقه ای درنگ کنیم تا آنان آرام شوند.
آیا می‌توانید از حالا به بعد به این موارد آگاه بود و آنان را در زندگی اجرا کنید؟
قطعاً می‌توانید. چون انسان قادر به انجام همه امور است.

آقای من

زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه در پارک دختر کوچکی رو میبینه که عروسک مورد علاقه‌ش را گم کرده و گریه میکنه کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک میگرده اما پیداش نمی‌کنن و به دخترک میگه، فردا بیا پارک تا با هم به دنبالش بگردیم.
فردای کافکا نامه‌ای را به دخترک می‌ده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن، من به سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراهایی که در سفر دارم مینویسم. کافکا هر روز نامه‌ای برای دخترک می‌آورد و دخترک از شنیدن ماجراها لذت می‌برد...
تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش میاره و دخترک با دیدنش شروع به گریه می‌کنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست، همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک می‌ده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.
دخترک عروسک را با خوشحالی بغل میکنه و به خانه ش میره . یک سال بعد کافکا میمیره و دخترک سالها بعد زمانی که یه دختر جوان شده داخل عروسک نامه‌ای با امضای کافکا پیدا میکنه که نوشته
هر چیزی را که بدان عشق می‌ورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت.

آقای من

معمولا وقتی دلخور میشویم انتظار داریم بدون اینکه دلیل عصبانیتمان را بگوییم درک شویم، گویا در این صورت احساس اطمینانمان بیشتر میشود. در واقع هسته اصلی دلخوری ما، درک نشدن بدون توضیح است.‌

ریشه این موضوع به احتمال زیاد به دوران کودکی ما برمی‌گردد که هرچه می‌خواستیم گریه می‌کردیم و نزدیکان وظیفه تشخیص نیاز ما را داشتند.‌

 

آقای من


تنها باید بدانى، آنچه موجب ایجاد انگیزه در دنیا مى شود، جستجوى لذت نیست، بلکه صرف نظر کردن از چیزهایى است که در ظاهر بسیار مهم بنظر مى رسند.
سرباز، براى کشتن دشمن، به جبهه نمى رود، بلکه براى کشته شدنش براى وطنش مى جنگد.
زن دلش نمى خواهد خوشحالى خود را به شوهرش نشان دهد، بلکه مى خواهد شوهر متوجه شود چه میزان خود را وقف مى کند و رنج مى برد تا او را خوشحال ببیند.
مرد سر کار نمى رود تا وظیفه خود را انجام دهد, بلکه عرق و اشک مى ریزد تا آسایش خانواده را فراهم کند.
فرزندانى که براى خوشحال کردن پدر و مادر از رویاهایشان صرف نظر مى کنند، و پدر و مادرى که براى خوشحال کردن فرزندانشان از زندگى کردن صرف نظر مى کنند.

آقای من

چه اشکالی دارد اگر بحث را ببازم

اما خنده ات را بدست آورم

آقای من

میگفت : 

 

باید کسانی را که دوست داریم آزاد بگذاریم تا از راه خودشان موهبتشان را بیابند.
نباید احساس کنیم که عشق به ما اجازه میدهد که سلطه جویانه آنها را به تملک خود در آوریم و یا از آنها انتقاد کنیم.
عشق راستین رها میکند.
عشق راستین به بند نمیکشاند.
با رها کردن چیزی را از دست نمیدهیم. بلعکس با عمل رها کردن عشقی را به سوی خود می‌کشانیم که حق الهی ماست.

 

آقای من

ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎﻳﻴﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ 

ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻴﺐ ﻫﺎﻳﺶ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ

ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ میگردیم .

 

 ژان_پل_سارتر

آقای من