SHEFEL

بنظرم

هرچقدر هم که علم پیشرفت کنه ، بازم نمیتونه دلیلی برای ایجاد احساسات بیاره،

ما چرا کسی رو دوست داریم؟

چرا غمگین میشیم؟

چرا میخندیم و چرا گریه میکنیم؟

 

الان من چطوری ثابت کنم که ندیدنِ " شفل"

برام رنج آور و دردناکِ...؟

آقای من

انسان با توجه به تعداد چیزهایی که می‌تواند 

بدون آن‌ها به زندگی ادامه دهد، ثروتمند است.

 

نویسنده : آلن دوباتن

 

آقای من

Hراه رفتن همیشه خوب است.
همیشه خوب بوده است.
همیشه به درد می‌خورد.
وقتی که فقیری و کرایه ی تاکسی گران تمام می‌شود.
وقتی که ثروتمندی و چربی های های بدنت با راه رفتن آب می‌شود.
اگر بخواهی فکر کنی می‌توانی راه بروی.
اگر هم بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.
برای احساس کردن در شلوغی خیابان ها باید راه بروی
و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی.
وقتی جوانی. وقتی پیری.
وقتی هنوز بچه ای. هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه.
برای توقف بعدی باید راه رفت.


نویسنده : فریبا وفی

آقای من

آنجا که دلت آرام گرفت
مقصد است...
 

شاعر : عطار

آقای من

گر در طلب گوهر کانی٬کانی

گر در هوس لقمه نانی، نانی

 

این نکته رمز اگر بدانی٬ دانی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

 

 

شاعر : مولانا

آقای من

هرلحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر

آرام‌تر از آهو، بی‌باک‌تر از شیرم

هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر

رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

 

 

شاعر : مولانا

آقای من

هرچه میخواهی از دست بده

به جز دلی که تلاش میکند برای خوشحال کردنت دست به کارهای بسیاری بزند، بعضی دل ها هیچ جایگزینی ندارند..

 

 

نویسنده : غسان کنفان

آقای من

می‌گویند: "برایت خواب‌های خوشی را آرزومندیم".

خوابِ زیبا به چه کارمان می‌آید؛ وقتی ما گرفتارِ بیداریِ دردناکی هستیم.

 

نویسنده : محمود درویش

آقای من

یکی از بزرگان می‌گفت: ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می برد و به او عمو نفتی می‌گفتند.

 

یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟

گفتم: بله!

 

گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!

من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟

 

گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می‌گرفتی، حالم را می‌پرسیدی. 

همه اهل محل همین‌طور بودند. هرکس خانه اش گازکشی می‌شود، دیگر سلام علیک او تغییر می‌کند…

 

از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت می‌داد. عوض این‌که بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد!

 

سی سال او را با اخلاق خوب تحویل گرفتم. خیال می‌کردم اخلاقم خوب است. ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.

 

"یادمان باشد، سلاممان بوی نیاز ندهد!"

آقای من

پرکارترین آدم‌هایی که در زندگی دیده‌ام همیشه وقت کافی برای انجام هر کاری داشته‌اند. 

کسانی که هیچ کاری نمی‌کنند، اغلب خسته‌اند و هیچ توجهی به اندک کاری که لازم است ندارند. مدام شکایت می‌کنند که روز بسیار کوتاه است. حقیقت این است که از جنگیدن می‌ترسند.

 

 

نویسنده : پائولو کوئلیو

آقای من